آدام الئاريوس ( مترجم : احمد بهپور )

74

سفرنامه آدام الئاريوس ( بخش ايران ) ( فارسى )

قصار و رهنمودهاى عالمانه وجود داشت و خطيب وقتى كه به آن‌ها مىرسيد كلمهء اول را مىخواند و سپس ساكت مىماند و بقيه جمله را آخوندهاى مذكور مانند يك آواز و سرود معروف مىخواندند پس از اتمام چند سرود يكى از آن‌ها « 1 » با صدائى بلند فرياد مىزد : « لعنت خداى به كشنده على باد « 2 » » در جواب او تمام جمعيت مىگفتند : « بيش باد ، كم مباد « 3 » » پس از پايان قرائت كتاب ، خطيب مفتخر به دريافت خلعتى نو و ابريشمين از خان شد كه مىبايستى فورا آن را مىپوشيد . سپس سه تابوت كه با پارچه سياه رنگى پوشيده شده بود دايره‌وار دور گردانده شد كه ظاهرا بايستى مظهر تابوت‌هاى حضرت على ( ع ) و دو فرزند ايشان امام حسين ( ع ) « 4 » و امام حسن ( ع ) « 5 » مىبود . پيش از اين‌ها دو صندوق بلند كه با پارچه‌اى نيلى رنگ پوشيده بود و گويا تمثيل و تنها ميراث حضرت على ( ع ) يعنى كتاب‌هاى روحانى ايشان مىبود ، به نمايش گذاشته شد و نيز دو رأس اسب زيبا كه بر پشت آن‌ها كمان ، تير ، دستارهاى گران‌بها و مقدار زيادى پرچم‌هاى پيروزى قرار داشت دور گردانده شد ، يك نفر ايرانى بر سر چوبى يك برج مدور كه آن را نخل « 6 » مىناميدند و بر آن چهار قبضه شمشير فروكرده بودند

--> ( 1 ) - منظور پامنبرى است - م . ( 2 ) - Laanet Chudai ber Kuschandi Alij bad ( 3 ) - اصل : Bisch bed Kem bad ( 4 ) - Hussein ( 5 ) - Hassan ( 6 ) - Nachal - و نيز نخل در فارسى به معناى تابوت و عمارى و آرايش تابوت مرده هم گفته شده - فرهنگ عميد . هنوز هم در يزد در ايام سوگوارىهاى مذهبى تخته بزرگ و سنگينى را كه شكل صفحه دارد چند نفر در جلوى دسته حمل مىكنند و به آن نخل مىگويند - م .